طرح گمرک فرهنگی


به نام خدای اندیشه ها

طرح گمرک فرهنگی

مقدمه :

در ابتدای طرح این مبحث ، نسبت به تمامی کسانی که شمع روشنگر و دلسوز فراسویم بوده اند سر تعظیم فرود می آورم .

خدمت تمامی سروران و مخاطبین گرامی عرض احترام داشته و سعی میکنم  در این مجال دغدغه های فکری خویش را بیان نمایم .

همانگونه که اشراف دارید ، هر کشور در مرزهای خویش که اقتدار و همیت را پاسداری می نمایند ، جهت حفظ معیارهای اقتصادی ، اجتماعی و انسانی ، قواعد آمره ای را در مجالس قانونگزاری تصویب تا انسجام و یکپارچگی مطلوب کشور در عرصه های ملحوظ نظر به شاخص های توسعه پایدار ، تا حد معقول نزدیک و در حد مقدور بر آن شاخص ها منطبق گردند .

که این امور گمرکی برای  مصلحت کشور لازم تلقی می گردند .

هدف این طرح ضمن پاسداشت تمامی تلاشهای اشخاص حقیقی و حقوقی  متعهد فعال در عرصه های فرهنگی ، ارایه منطقی است که بر اساس آن به این نتیجه خواهیم رسید که اولویت هویت ملت ، باید در بسترهای آینده پژوهی مورد تحقیق و واکاوی قرار بگیرد . تا بتوانیم  از روزمرگی فرهنگی و واکنشی ، به برنامه ریزی فرهنگی و کنشی تبدیل موضع نماییم .

با بیان پیش فرض های مذکور و با استعانت به درگاه الهی و همچنین با کسب اجازه از بزرگان عرصه های فرهنگ و جامعه به مبحث – طرح گمرک فرهنگی – ورود می نمایم .

کلیات :

در مقدمه مطالبی را در راستای گمرک معروض داشتم .

حال به بیان کلیات موضوع گمرک فرهنگی می پردازم .

نکته اول آنکه :

ملت ها در طول تاریخ بشریت برای خویش مرزهایی با گستره های متفاوت را تعریف نموده تا حسب آن هویت ملت خویش را از نظر جمعی و هویت آحاد مردم را بصورت انفرادی معنا بخشند .

این اثربخشی معنادار به نسبت موضوعیت به دو عنوان هویت درون مرزی و هویت شناسنامه ای قابل تقسیم می باشند .

هویت درون مرزی :

به مفهوم افراد یک ملت که در داخل مرزهای یک کشور زندگی می کنند ، اطلاق می گردد .

هویت شناسنامه ای :

به مفهوم افراد یک ملت که دارای شناسنامه و تابعیت ملت واحد و کشور واحد می باشند ، فارغ از محدوده مرزهای جغرافیایی کشور ، اطلاق می گردد .

نکته دوم آنکه :

از این پس سعی خواهم نمود تا به کلیدواژه های – مرز، گمرک – مرتبط با موضوع بحث بپردازم .

مرز :

در طرح ارایه شده به معنای تمامی فاصله بندی های عینی و ذهنی می باشند که کلیت جامعه یک ملت را اعم از درون مرزی و شناسنامه ای در یک تقسیم بندی و تمامی خرده فرهنگ های یک ملت را در تقسیم بندی دیگر ، قابلیت شناسایی می دهد .

گمرک :

به تعیین خط مشی ها و شاخص های فرهنگی و اجتماعی یک کشور و آحاد مردم آن اطلاق می شود ، اعم از امور کلان جامعه و خرده فرهنگ های درون آن .

نکته سوم آنکه :

گمرک در مرز فرهنگی خط مبادلات فرهنگی است .

طرح موضوع 

گام اول :

تولید عناصر فرهنگی و یا فرآیند های فرهنگی در درون هویت ملت 

در زمینه های یادآوری ، بازنگری ، تولید و توزیع عناصر و فرایندهای فرهنگی در درون هویت ملت ، اقدامات بایسته ، اساسی و زیر بنایی در عرصه های علمی  – عملی  ، بنظر نمی رسد صورت گرفته باشد .

تولید عناصر فرهنگی و یا فرآیندهای فرهنگی در بیرون از هویت ملت 

پدیده های فرهنگی در خارج از هویت ملت به شکل های ذیل بر هویت تاثیر می گذارند  :

۱ – خاستگاه اجتماعی که منشائ غیر هدفمند دارند .

۲ – تهاجم فرهنگی و یا فرهنگ پذیری که غالبا منشائ هدفمند دارند .

۳ – صورت های مختلف فرهنگ های غالب و مغلوب

چه باید کرد ؟

در این مرحله بایستی موضوع تولید شده را در بستر تولیدی آن مورد شناسایی دقیق قرار داد .

گام دوم :

                       عناصر و یا فرآیندهای فرهنگی در مرز فرهنگی

تا کنون چه کرده ایم ؟

این مصادیق از طریق مسیرهای انتقالی شبکه های اجتماعی ، خبری ، سیاسی ، گردشگری ، تحلیلی و دانشگاهی به مرزهای گمرک فرهنگی می رسند و در طول مرزهای هویتی انتشار می یابند .

بدلیل فقدان تعرفه های فرهنگی در مرزها ، عناصر و فرآیندها به آسانی از مرز فرهنگی گذشته و به خاک فرهنگی وارد می شوند .

در این مرحله هیچ شناختی از این مصادیق به عمل نیامده است .

چه باید کرد ؟

ابتدا شناخت دقیق شاخص های فرهنگی کلان جامعه  و همچنین خرد فرهنگ های درون هویتی .

شناخت دقیق همه جانبه موضوع در بیرون مرز هویتی .

تدوین تعرفه های گمرکی متناسب .

گام سوم :

عناصر و یا فرایندهای فرهنگی در خاک فرهنگی

تا کنون چه کرده ایم ؟

پس از عبور عناصر و فرآیندهای فرهنگی از مرز و ورود آن به خاک فرهنگی ، بدون شناخت ، ارزیابی و تحلیل ، آن را نفی نموده و بدلیل عدم شناخت موضوع و همچنین عجله در مقابله ، ابزار نامناسب و نامتناسب نسبت به آن را بر داشته ، مبادرت به ایجاد سد دفاعی فیزیکی بلند مرتبه ، عریض ، سراسر مانع و نیزه می نماییم .

نظر به اینکه با یک ارگانیسم زنده اجتماعی طرف هستیم و از ویژگی های هر ارگانیسم ، حفظ حیات است و چون در بدو ورود ، بذر و یا حداکثر نهالی نازک اندام می باشد ، برای حفظ خویش سر بر خاک فرو می برد تا از چشمان خطرآفرین پنهان شود .

چه باید کرد ؟

بایستی از دانستنی های خویش که در مراحل تولید و توزیع بدست آورده ایم و همچنین با ظرفیت های هویت مبادرت به تحلیل ، هم زیستی ، دست یابی به کلید واژه های مشترک ، هم پوشانی ، هضم ، و در صورت لزوم برخوردهای دفاعی مناسب و حتی حذف نماییم .

گام چهارم :

در زیر خاک فرهنگی چه می گذرد ؟

ارگانیسم اجتماعی پس از ورود به زیر خاک فرهنگی ، مبادرت به تولید ریشه ، تکثیر ریشه ها ، تقویت ریشه ها ، ضخیم کردن ریشه ها به دور از چشمان هویت ، می نمایاند . و در عین حال از زیر دیوارهای فیزیکی عریض و طویل گذشته و به راحتی در لایه های زیر پوستی هویتی ریشه دوانیده و تا مرحله نهادینه شدن  در گروه های اجتماعی  مخاطب خویش از منظرها ناپیدا می ماند .

در این مرحله به نظر می رسد افرادی که بایستی نگهبانان تیزبین عرصه های فرهنگی باشند ، کاملا آسوده خیال از اینکه این دشمن مهیب !!!!! کاملا متواری گشته است در خواب خرگوشی فرو می روند !!!!!

گام پنجم :

                                     پس از زیر خاک فرهنگی !

در این مرحله موجودیت فرهنگی پس از تنومند شدن و تکثیر و نهادینه شدن در عمق گروه های مخاطب خویش ، همچون درخت های تنومند و با تعداد زیاد سر خاک بر آورده و به تمثیل داستان افسانه ای لوبیای سحرآمیز لیکن این بار به دفعات و تعداد به سرعت بر پهنا و ارتفاع آن افزوده می گردد .

در این مرحله هویت جامعه و یا هویت خرده فرهنگ ، دیگر نه در مقابل بلکه در درون خویش عناصر و یا فرآیندهای فرهنگی را تجربه می کنند . که هیچگونه شناختی از آنها نداشته و با ساختارهای فرهنگی موجود در خویش غریبه می بیند . علیرغم آنکه این پدیده های اجتماعی  در درونش تولید مثل کرده و رشد و نمو نموده اند !!!!!!

شایان توجه آنکه پدیده های اجتماعی مذکور در مسیر تحولات اجتماعی ، در بعضی موارد ثابت می ماند لیکن در بسیاری موارد دستخوش تغییرات شکلی و یا محتوایی می شوند .

 

 

 

چه باید بکنیم ؟

۱ – شناسایی دقیق تغییرات شکلی و محتوایی پدیده ها بدون هیچ تعصبی و کاملا علمی .

۲ – تشخیص اینکه به هویت ، قوت می بخشند و یا آسیب هستند ؟ و به چه میزان ؟

۳ – نحوه تعامل با آن ها چیست ؟ و زمان آن چه موقع می باشد ؟

گام ششم :

                   اگر هیزم شکن زبردست فرهنگی باشیم ، چه می توانیم انجام دهیم ؟

هیزم شکن زبردست شخصی است که بصورت علمی و یا عملی توانایی قطع درخت را در زمان مناسب و همچنین با روش های متناسب ، دارا می باشد .

می داند که درخت را از کجا و به چه نحو با صرف کمترین انرژی قطع نماید .

اما نتیجه اقدام وی چیست ؟

درخت با فاصله حداقل یک متری از سطح خاک قطع می گردد و تمامی ریشه ها در خاک می مانند

سوال مطروحه آنکه بدین طریق و با حضور هیزم شکن زبردست به چه میزان در نابودی کامل یک پدیده موفق بوده ایم ؟ پس از قطع درخت چه می کنیم ؟ پدیده متعاقب چنین قطعی چه می شود ؟

واضح است ارگانیسم اجتماعی به حیات خویش ادامه داده و افزون بر آن با توجه به نحوه برخورد ، حالت تدافعی گرفته ، مقاوم تر و هوشمندتر می گردد ، چه در شکل عینی قابل رویت و چه در روند پنهانی حیات .

چه باید کرد ؟

۱ – ایجاد نگرش آینده پژوهی در تولید و توزیع عناصر و پدیده های اجتماعی و فرهنگی درون هویتی .

۲  – ایجاد نگرش آینده پژوهی در تولید و توزیع عناصر و پدیده های اجتماعی و فرهنگی برون هویتی .

۳ – شناخت خاستگاه های تولیدات فرهنگی برون هویتی اعم از عناوین هدفمند و یا نیاز اجتماعی ، در زمان تولید .

۴ – شناخت ظرفیت های هویت ملت اعم از درون مرزی و یا شناسنامه ای بصورت علمی بدور از اعمال نظرهای سلیقه ای .

۵ – شناخت کامل راه کارهای علمی و کاربردی تعامل فرهنگ ها با یکدیگر .

۶ – شناخت همه جانبه روش های توزیع محصول فرهنگی برون هویتی در قبل از انتشار .

۷ – کشف دلایل واقعی حرکت عناصر فرهنگی به سمت هویت ملت ، اعم از خاستگاه های هدفمند و غیر هدفمند برون هویتی و یا شاخص های درون هویتی در قبل از روند حرکتی .

۸ – تعیین شاخص ها در مرزهای فرهنگی کلان جامعه و یا خرده فرهنگ ها .

۹ – ایجاد خاک فرهنگی مناسب تا پدیده های اجتماعی و فرهنگی متناسب با هنجارهای جامعه قابلیت رشد داشته باشند و دیگر عناصر غیر متناسب و یا ناهنجار بر فرض عبور از مرز ، خشک شوند .

۱۰ – طراحی شیوه های بذرافشانی فرهنگی با محتوای مناسب که قابلیت هم زیستی و یا هضم و یا دفاع فرهنگی را اعم از شکلی و ماهوی داشته باشند .

۱۱ – در مجموع باید با  رویکردهای آینده پژوهانه نسبت به کشف عناصر ، پدیده ها و فرآیندهای فرهنگی و اهداف آنها قبل از – تولید و توزیع – پرداخت و راه کارهای علمی ، فلسفی ، جامعه شناسی ، روانشناسی ، سیاسی ، هنری ، ادبی و هر آنچه مستلزم ذکر نام است را طراحی و به اجرا در آورد .

دستاوردها :

۱ – تبدیل تصمیم سازی ها و سیاستگزاری ها و تدوین قوانین از حالت واکنشی تاکنون به حالت کنشی .

۲ – جلوگیری از آسیب پذیری  بسترهای اجتماعی و فرهنگی در مقابله با عناصر و فرآیندهای فرهنگی که با برنامه ریزی خصمانه و یا در مسیر تحولات اجتماعی برون هویتی شکل می گیرند .

۳ – ارتقای سطح توانمندی های دفاعی فرهنگی .

۴ – ارتقای سطح توانمندی های شناختی ، جذبی  و هضم کنندگی پدیده های فرهنگی .

۵ – داراشدن ظرفیت بالای علمی و عملی با رویکرد آینده پژوهی .

۶ – کاهش حداکثری هزینه های مقابله ای .

۷ – ارتقای تولید عناصر و فرآیندهای فرهنگی با محوریت  : الف : انتقالی   ب : دفاعی

در پایان به استحضار اهل قلم می رسانم ، متن پیش رو خالی از اشکال نبوده و بطور قطع ایرادات شکلی و ماهیتی بر آن وارد خواهد بود .

صمیمانه  تقاضا دارم اینجانب  را از ارشادات خویش بهره مند نمایید .

 

سید مهدی فاطمی نظر

اردیبشت ماه ۱۳۸۹